بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘خاطره’

چیپس با طعم زندگی

۳۰ تیر ۱۳۸۹ مهدی ۶ دیدگاه

وقتی یاد خوردن چیپس با مصطفی، حامد و محمد روی خط سفید وسط خیابان فردوسی جنوبی در اوج ترافیک شبانه و صدای بوق و چراق دادن ماشین ها می افتدم، بعد از سالها طعم چیپس هنوزم برایم تازه است. حالا مصطفی مرده، حامد دارد از همسرش طلاق می گیرد، محمد اسیر روزمرگی شده و من هم گاه گاهی با مرور خاطراتم بالشم را خیس می کنم.

پی نوشت: در سرزمین من از بچگی به ما می گویند مرد که گریه نمی کند. چون نشان مردی در سرزمین من بی احساسی و سنگدلی است.

دسته هاشخصی برچسب ها:, ,

باد

۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ مهدی ۱ دیدگاه

خاطره ای پشت در است

چه کسی می فهمد

چه کسی می داند

سیلی باد!

من می دانم

حادثه ای در راه است.

دسته هاشاید شعر, شخصی برچسب ها:,

چیزی بیشتر از یک خاطره

۱۳ بهمن ۱۳۸۸ مهدی بدون دیدگاه

وقتی که رفتی گفتم  تو میری و خاطره ات به جا می ماند. دوباره که دیدمت فهمیدم چیزی بیشتر از یک خاطره باقی مانده و من ………

دسته هاشخصی برچسب ها:,