خانه > شخصی > چیپس با طعم زندگی

چیپس با طعم زندگی

وقتی یاد خوردن چیپس با مصطفی، حامد و محمد روی خط سفید وسط خیابان فردوسی جنوبی در اوج ترافیک شبانه و صدای بوق و چراق دادن ماشین ها می افتدم، بعد از سالها طعم چیپس هنوزم برایم تازه است. حالا مصطفی مرده، حامد دارد از همسرش طلاق می گیرد، محمد اسیر روزمرگی شده و من هم گاه گاهی با مرور خاطراتم بالشم را خیس می کنم.

پی نوشت: در سرزمین من از بچگی به ما می گویند مرد که گریه نمی کند. چون نشان مردی در سرزمین من بی احساسی و سنگدلی است.

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Yahoo! Bookmarks
  • Yahoo! Buzz
  • donbaleh
  • mohandes
  • balatarin
دسته هاشخصی برچسب ها:, ,
  1. ۳۱ تیر ۱۳۸۹ در ۱۶:۱۴ | #1

    مهدی جان فکر می کنم می گویند مرد گریه نمی کند چون مرد باید یاد بگیرد با سختی ها و بی مهری های زمونه بجنگه … شایدم منظورشون اینه که مرد جلوی دیگران نباید گریه کنه … به هر حال من خودم گریه رو دوست دارم و آدمهایی که گریه کردن را بلدند برایم محترم هستند

  2. ۱۳ مرداد ۱۳۸۹ در ۲۰:۲۵ | #2

    با گریه مخالف نیستم ، گریه می کنی سبک میشی اما فقط وقتی که تنهایی ، وقتی که یک مرد تنها نیست نباید گریه کنه ، برای هضم درداش باید قدم بزنه

  3. ۲۶ مرداد ۱۳۸۹ در ۱۸:۲۲ | #3

    با درود فراوان!
    کجایی پسر ؟ دیگر حتی در آسمان هم نمی شود پیدایت کرد. آسمان دل ما ابری است یا شما رخ در نقاب ابر برده اید؟

  4. مهدی
    ۲۸ مرداد ۱۳۸۹ در ۱۳:۲۱ | #4

    @عندلیبان

    @ماهان

    ممنون که نظر دادید

  5. مهدی
    ۲۸ مرداد ۱۳۸۹ در ۱۳:۲۳ | #5

    @سینا برادران

    اینجا هستم. ایران. اصفهان. همراه با عزیزترینم.

  6. ۲۸ مرداد ۱۳۸۹ در ۲۰:۴۵ | #6

    با درود بسیار
    برایت خوشبختی آرزو دارم. دیگر شما را باید جور دیگر دید. درک می کنم. امیدوارم همیشه پیروز و سلامت و خوشبخت باشید.

  1. بدون بازتاب