خانه > شاید شعر, شخصی > بی تابم

بی تابم

بی تابم و دلتنگ

و هجوم کلمات

ریشخندی بیش نیست

کاش آنکه در آغاز

خوشه گندم چید

حال مرا می فهمید

و پشیمان می شد

و زمان رجعتی داشت به آغاز

*********************

زندگی هنگام سحر

با نور درجریان است

و به هنگام غروب با تاریکی

من به تعادل نزدیکم

و چه شورانگیز

بی تابی و دلتنگی

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Yahoo! Bookmarks
  • Yahoo! Buzz
  • donbaleh
  • mohandes
  • balatarin
دسته هاشاید شعر, شخصی برچسب ها:, ,
  1. ۱۹ اسفند ۱۳۸۸ در ۱۶:۲۶ | #1

    بعد اونوقت همه از این شعرهای قشنگ قشنگ می ذارن ولی نمی گن شاعرش کیه!!؟

  2. ۱۹ اسفند ۱۳۸۸ در ۲۰:۰۸ | #2

    شاعر که نمیشه گفت ولی اینا رو خودم می گم

    در زمان هوشیاری شعر می خوانم

    وقت تاریکی اما

    شعر می گویم

  1. بدون بازتاب