بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘شاید شعر’

امید

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۹ مهدی ۵ دیدگاه

تاریکی هست

و بدتر از آن نا امیدی

روزنه ای باید یافت

و اگر نشد

باید ساخت.

دسته هاشاید شعر, شخصی برچسب ها:,

باد

۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ مهدی ۱ دیدگاه

خاطره ای پشت در است

چه کسی می فهمد

چه کسی می داند

سیلی باد!

من می دانم

حادثه ای در راه است.

دسته هاشاید شعر, شخصی برچسب ها:,

بی تابم

۱۸ اسفند ۱۳۸۸ مهدی ۲ دیدگاه

بی تابم و دلتنگ

و هجوم کلمات

ریشخندی بیش نیست

کاش آنکه در آغاز

خوشه گندم چید

حال مرا می فهمید

و پشیمان می شد

و زمان رجعتی داشت به آغاز

*********************

زندگی هنگام سحر

با نور درجریان است

و به هنگام غروب با تاریکی

من به تعادل نزدیکم

و چه شورانگیز

بی تابی و دلتنگی

دسته هاشاید شعر, شخصی برچسب ها:, ,

امروز

۱۱ اسفند ۱۳۸۸ مهدی بدون دیدگاه

امروز

ذهن من تب دارد

خسته ام کرده

هذیان می گوید

دسته هاشاید شعر, شخصی برچسب ها:, ,

شکوفه

۳ اسفند ۱۳۸۸ مهدی ۱ دیدگاه

در لحظه ای بی وزن
در شن فاصله غوطه ور بودم.
زمین شکوفه داد
فهمیدم زمان بر من گذشته است.

دسته هاشاید شعر, شخصی برچسب ها:, ,