بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘بازی وبلاگی’

پیش نویس

۷ تیر ۱۳۸۹ مهدی ۲ دیدگاه

توی این چند ماه به یک نکته پی بردم.

فاصله ای که تفاوت ها ایجاد می کنه به وسیله شباهت ها جبران نمیشه

این متن قدیمی ترین پیش نویس من هست که بهمن ۱۳۸۸ نوشته شده است. آن موقع مطمئن نبودم که این حرف کاملا درست باشه، پس تصمیم گرفتم منتشرش نکنم. الان هم نمی دونم که این چیزی که نوشتم کاملا درست هست یا نه. شاید زمان بیشتری نیاز باشه تا به درست یا غلط بودنش پی ببرم.

پی نوشت: این مطلب برای بازی وبلاگی پیش نویس نوشته شده است. شما هم می توانید در این بازی وبلاگی شرکت کنید

پیش نویس (بازی وبلاگی)

۴ تیر ۱۳۸۹ مهدی ۹ دیدگاه

چیز جالبی که تو این چند ماه وبلاگ نویسی توجه من را جلب کرده است تعداد پیش نویس هایی هست که تا بحال به دلایل مختلف پیش نویس باقی ماندند و در وبلاگم منتشر نشده است. به نظرم ایده جالبی آمد که از این موضوع به عنوان یک بازی وبلاگی استفده کنیم. به همین خاطر از همه دوستان وبلاگ نویس دعوت می کنم در این بازی شرکت کنند. هر کس می خواد که در این بازی شرکت کند، باید یکی از مطالبی که تا حالا پیش نویس بوده است را منتشر کند و مدت زمانی که پیش نویس بوده به همراه دلیل عدم منتشر کردنش را هم ذکرکند. خودم سعی میکنم در اولین فرصت در پست بعدی در این بازی شرکت کنم.

نجات ماهی قرمز

۱۴ اسفند ۱۳۸۸ مهدی ۱۷ دیدگاه

شرط ازدواج

۱۰ بهمن ۱۳۸۸ مهدی ۸ دیدگاه

همونطور که توی پست قبلی گفتم. ماهان یک بازی وبلاگی رو شروع کرده با عنوان شرط ازدواج که در این بازی از شما خواسته شده که اگر کسی که می خواد با شما ازدواج کنه از شما خواست که دست از اینترنت شسته و وبلاگنویسی رو کنار بزارید، چیکار می کنید.

تا حالا شین خین، بلاگنوشت، سعید دراین بازی شرکت کردند.

من باید بگم از روزی که برای اولین بار تقریباً ۱۰ سال پیش توی پاساژ سلمان با اینترنت آشنا شدم. نتونستم از اون جدا بشم در هر مقطعی از این ۱۰ سال استفاده های زیادی از اینترنت کردم و می دونم که چقدر امکانات زیادی داره و با اینترنت همه چیز در دسترس ادم هست. هنوزم وقتی یه واژه جدید به گوشم می خوره یا یه سئوال جدید در هر زمینه ای برام به وجود میاد دیگه لازم نیست دنبال کتاب و استاد و پیر برم، اگرچه جایگاه اونها هنوزم پررنگ هست ولی کافیه یه  سری به گوگل بزنم تا در عرض زمان کوتاهی اطلاعات زیادی به دست بیاریم و فکر کنم دنیای بدون اینترنت حداقل برای من معنی نداره.

فکر کنم دارم حاشیه میرم بهتره برم سر اصل مطلب که شرط ازدواج است. اصولا (به قول دکتر خیام) من عقیده دارم که اساسا آب من با کسی که این حرفو بزنه توی یه جو نمیره، نه به خاطر علاقه شدیدم به اینترنت ( البته به قول دوستان اعتیاد به اینترنت) بلکه به این خاطر که کسی که این درخواست رو از من داشته باشه معلومه که دانش و اطلاعاتش در رابطه با دنیای امروز و به خصوص فناوری چون اینترنت در حد پائینی است و من اصلا دوست ندارم با آدمی که از زمانه خودش عقب افتاده ازدواج کنم و قید این ازدواج رو می زنم یعنی فکر کنم عروس خانم با این درخواست دیگه امیدی نباید داشته باشه که من موافقت کنم.