چیپس با طعم زندگی

۳۰ تیر ۱۳۸۹ مهدی ۶ دیدگاه

وقتی یاد خوردن چیپس با مصطفی، حامد و محمد روی خط سفید وسط خیابان فردوسی جنوبی در اوج ترافیک شبانه و صدای بوق و چراق دادن ماشین ها می افتدم، بعد از سالها طعم چیپس هنوزم برایم تازه است. حالا مصطفی مرده، حامد دارد از همسرش طلاق می گیرد، محمد اسیر روزمرگی شده و من هم گاه گاهی با مرور خاطراتم بالشم را خیس می کنم.

پی نوشت: در سرزمین من از بچگی به ما می گویند مرد که گریه نمی کند. چون نشان مردی در سرزمین من بی احساسی و سنگدلی است.

دسته هاشخصی برچسب ها:, ,

جنبش نرم افزاری

۳۰ تیر ۱۳۸۹ مهدی بدون دیدگاه

از آنجایی که یکی از ویژگی های کشورهای جهان سوم شعارزدگی آنها می باشد کشور ما هم از این قائده مستثنی نیست. اگر چه اصطلاح جنبش نرم افزاری در چندین سال پیش مطرح  و گفته های زیادی در این خصوص بر سر زبان ها جاری شده است اما من در این باره یک سئوال اساسی دارم که من به عنوان یک دانشجو با امکانات سخت افزاری که در زیر به آن اشاره خواهم کرد چگونه می توانم جنبش نرم افزای انجام بدهم. به نظر خودم خیلی که همت داشته باشم می توانم  پایان نامه را به اتمام برسانم.

امکانات سخت افزاری:

  • اتاقی که حداقل در آن ۴ دانشجو ساکن است.
  • دمای اتاق در حال حاضر در خنک ترین وضعیت ممکن می باشد (برای ۲۶ اتاق تنها ۲ کولر موجود می باشد)
  • اینترنت با سرعت مافوق تصور
  • دانشگاه ۲ روز در هفته باز می باشد
  • فقط برای کار پایان نامه می شود از محیط آزمایشگاه استفاده کرد و برای همین کار هم باید هزینه پرداخت کرد. اگر ایده ای برای تحقیق داشته باشی مهم نیست، چون شما آمده اید که فارغ التحصیل شوید.
  • سرویس رفت و آمد در سطح دانشگاه وجود ندارد چون برای رئیس دانشگاه که با وسیله شخصی یا بیت المال رفت و آمد می کند درک گرمی هوا و پیمودن ۳ کیلومتر راه با شیب حداقل ۲۰ درجه در اوج گرمای اصفهان ساعت ۲ بعدالظهر برای رسیدن به خوابگاه قابل درک نیست
  • نهار یک وعده آنهم چه نهاری
  • استاد خروار خروار با چه سوادی

پی نوشت: از گرمای فوق العاده اینروز ها و شرایط کمبود امکانات واقعا کلافه شدم. دانشگاه مورد نظر هم دانشگاه اصفهان می باشد که خیلی ها با شرکت در کنکور آرزوی قبولی در آن را در سر دارند.

سفید

۲۹ تیر ۱۳۸۹ مهدی بدون دیدگاه

سفید

دسته هاشخصی برچسب ها:

پیش نویس

۷ تیر ۱۳۸۹ مهدی ۲ دیدگاه

توی این چند ماه به یک نکته پی بردم.

فاصله ای که تفاوت ها ایجاد می کنه به وسیله شباهت ها جبران نمیشه

این متن قدیمی ترین پیش نویس من هست که بهمن ۱۳۸۸ نوشته شده است. آن موقع مطمئن نبودم که این حرف کاملا درست باشه، پس تصمیم گرفتم منتشرش نکنم. الان هم نمی دونم که این چیزی که نوشتم کاملا درست هست یا نه. شاید زمان بیشتری نیاز باشه تا به درست یا غلط بودنش پی ببرم.

پی نوشت: این مطلب برای بازی وبلاگی پیش نویس نوشته شده است. شما هم می توانید در این بازی وبلاگی شرکت کنید

پیش نویس (بازی وبلاگی)

۴ تیر ۱۳۸۹ مهدی ۹ دیدگاه

چیز جالبی که تو این چند ماه وبلاگ نویسی توجه من را جلب کرده است تعداد پیش نویس هایی هست که تا بحال به دلایل مختلف پیش نویس باقی ماندند و در وبلاگم منتشر نشده است. به نظرم ایده جالبی آمد که از این موضوع به عنوان یک بازی وبلاگی استفده کنیم. به همین خاطر از همه دوستان وبلاگ نویس دعوت می کنم در این بازی شرکت کنند. هر کس می خواد که در این بازی شرکت کند، باید یکی از مطالبی که تا حالا پیش نویس بوده است را منتشر کند و مدت زمانی که پیش نویس بوده به همراه دلیل عدم منتشر کردنش را هم ذکرکند. خودم سعی میکنم در اولین فرصت در پست بعدی در این بازی شرکت کنم.